
آیینه پرسید که چرا
دیر کرده استنکند دل دیگری او را اسیر کرده است
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شاید موعد قرار تغییر کرده است
خندید به سادگی ام آیینه و گفت
احساس پاک،تورا زنجیر کرده است
گفتم از عشق من اینچین سخن مگوی
گفت خوابی
!سالها دیر کرده استدر آیینه نگاه میکنم،آّه
...عشق تو عجب مرا پیر کرده است
راست میگفت آیینه منتظر مباش
او برای همیشه دیر کرده است
دلم برات تنگه عزیز....
دلـــــــــــــم برات تنگه عـــزيز،يادي نميكني ز من
دارم ديـــــــــــونه ميشمو،نميبيني نيـــــــــــــاز من
ميخوام ببينمت ولــــــــي،فاصله از من تا خداست
خودم هزار و يك طرف،همه حواسم بــه شماست
وقتي نميبينم تو رو، چشمامو واسه كــــي بخوام
نفس برام سمي ميشه، هــوا رو واسه كي بخوام
انگار نه انگار كه دلـــــــــــي، براي بودن تو بود
رفتي و بيــــــــن آدما، شدم يكـــــــــــي بود و نبود
يــــــــــــه جور واقعي تو رو، حس ميكنم توي تنم
به جون تو،بدون تـــــــــــــو،ديگه دارم دق ميكنم
صورت مــــــــــــاه تو عزيز، ديواراي خونه شده
هر كــــــــــــــي ميبينتم، ميگه طفلكي ديونه شده
تو رو خدا راضي نشو، بيشتر از اين هـــدر بشم
ديگه بسه راضي نشو، اينجوري در بــه در بشم
وقتي نميبينم تو رو، چشمامو واسه كـــي بخوام
نفس برام سمي ميشه، هوا رو واسه کی بخوام

امتحان.....
عزيزم سلام يه چيزي بيــــــــــــــــا بي وفا بشيم
دوست دارم كه ما يه جور از همديگه جدا بشيم
فكرشو كردم و گفتم واسه چــــــــي ديوونه شيم
بهتره ما هم مث تمـــــــــــــــــــــــوم عاقلا بشيم
مي دوني ديدم نمي شه من و تو با هـــــم باشيم
هر كدوم بايد بريـــــــــــــــــــم دوباره مبتلا بشيم
ما دو تا اسير همديگه شديم يــــــــــــــه جور بد
كاش فراموش كنيم و از دست هــــــم رها بشيم
دور شديم از حرفهاي روزاي آشنايي مــــــــون
سخته اما بيا باز مث غريبه هــــــــــــــــــا بشيم
يه چيزي مث يه شك من و رهـــــــــــا نمي كنه
بيا امشب و من و تو غرق دعــــــــــــــــــا بشيم
فكرش و كردي ديگه خدا مــــا رو دوست نداره
بيا باز بنده هاي عزيز واسه خـــــــــــــــدا بشيم
خواستم امتحان كنم تو رو ببينم چـــــي مي گي
بيا به هر چي كه بود تو شعر بـــــي اعتنا بشيم

من نباشم کــــــــی تو رؤیا ، موهاتو ناز می کنه ؟
کی با بالای شکستــــــــــــــه با تو پرواز می کنه ؟
راس بگو من که نباشم اخمــــــــــــــــای پیشونیتو
کی میاد دونه دونـــــــــــــه با حوصله باز می کنه ؟
من نباشم کی میاد موقع رفتــــــــــــــــن اشکاشو
می کنه بدرقـــــــــــــــــــــــــــه ی راه بلند سفرت ؟
من نباشم کی میگـــــــــــــــه همیشه حقا با توا ؟
واسه ی خاطر تو جـــــــــــــون می ده پشت پنجره
من نباشم کــــــــــی کلافت می کنه با سوالاش ؟
کی تو رو بهـــــــــــــم می ریزه ، با بیان خیالاش ؟
من نباشم کی تو هر چیزی بگی گوش می کنه ؟
کی به خاطر تو دنیــــــــــــــا رو فراموش می کنه ؟
من نباشم یــــــــــه روز امتحان کن و بگو چی شد
اگه امتحان می کردی تو ، چـــــه قد چیزا می شد
بعد امتحان اگه یه وقت کســـــــــــــی بود مث من
نشونم بده بگو شاگرد اولت کـــــــــــــــــــی شد ؟


قصه اينجوري شروع شد.. من وچشمات و ترانه
تو رو خواستن تا هميشه..... گريه و اشک شبانه
تو مي دوني تا هميشه..... من به ياد تو مي مونم
واسه داشتن دستات....... لحظه هام پر از بهونه اس
ديدن صورت ماهت........ ...يه خيال عاشقانه اس
بي تو من هيچي ندارم.. پيش چشمات کم مي يارم
اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم
لحظه ها مو با حضورت ..عاشق وترانه خون کن
با نگاه پاک و معصوم.......دل سردمو نشون کن
تو مثه اب و نفس باش.... واسه اين عاشق مجنون
رو تن اين خاک تشنه........ تو ببار هميشه بارون

تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم مي ديــدم
اطلسي هاي عاشقــو از گـل لبهـــات مي چيدم
تو رو خدا صدام نـکن تو خواب تومهربون تري
دست منو مي گيري و با خود به ابرها مي بري
هزار تا آسمون واسـم ستاره ها رو مي شماري
ماهو مياري رو زمين جاش منو اونجا مي ذاري
چقد تو پاک و مهربون تو خواب من پا مي ذاري
بيدار مي شم تو مي ري و باز منو تنها مي ذاري
تو رو خـدا به جـون من خوابمو از چشام نگير
تو جون بخواه منم مي دم ، خوابمو از چشام نگير
تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم مي ديدم
اطلسي هاي عاشقــو از گل لبهــات مي چيدم

اي آسمون زيبا امشب دلم گرفته
از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته
يک سينه غرق مستي دارد هواي باران
از اين خراب رسوا امشب دلم گرفته
امشب خيال دارم تا صبح گريه کردن
شرمندهام خدايا امشب دلم گرفته
خون دل شکسته بر ديدگان تشنه
بايد شود هويدا امشب دلم گرفته
ساقي عجب صفايي دارد پياله تن
پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته
گفتي خيال بس کن فرمايشت متين است
فردا به چشم اما امشب دلم گرفته

كه دگر باره از اين گونه خطاها نكنم
بوسه دادي و چو برخاست لبم از لب تو
توبه كردم كه دگر توبه بيجا نكنم

خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ....
به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه...
مي باره و مي باره و... اينقدر مي باره تا آبي شه... آفتابي شه...!!!
كاش... كاش مي شد مثل آسمون بود...
كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي
نمیدونم چیکار کنم از یه جهت خیلی دوستت دارم که حتی حاضرم برات بمیرم.
از جهتی هم نمیخوام نابودت کنم.میخوام همیشه خوش باشی.
چرا نمیخوای قبول کنی.با اینکه بدون تو می میرم ولی برو بذار بدون من
به خوشبختی برسی
من فقط خوشبختی تو رو می خوام هر چند نمیتونم از تو دل بکنم.
ولی کاری میکنم تو دل بکنی.
امیدوارم زخم دلت رفته رفته با فراموش کردن من مرحم پیدا کنه عزیزم.
من همیشه دوست دارم همیشه .حتی اگه نباشم باز بدون دوست دارم.
دنیای قشنگم با تو بودن خیلی شیرین است.
این چند وقت بهترین روزهای زندگیم بود.
همیشه به یادتم و دوست دارم بدون من به خوشبختی برسی.
مگه قراره آدما هر آرزویی دارن به آرزوهاشون برسن نه همیشه این طور نیست.
فراموشم نکن.

می خواهم بمیرم ،
نه اینکه قلبم از کار بایستد و تنم سرد شود و با خاک یکسان شوم
می خواهم بمیرم ،
نه اینکه هیچ صدایی به گوشم نرسد و هیچ خورشیدی بر من
نتابد و از دیدن ماه وستارگان کور باشم
می خواهم به مرگی کاملأ غیرعادی بمیرم
مرگی شبیه بخار شدن آب
روییدن دانه
غروب خورشید
ابری شدن آسمان
می خواهم نیست شوم تا در دنیایی دیگر ظاهر شوم :
دنیایی که مزه ی آن را کاملأ نچشیدم
دنیایی که در آن همه چیز عادی باشد
جز وحشت از نیستی
جز درماندگی
جز تنهایی ......

دوستت دارم
